اعراب مثلي دارند كه ميگويد : « كيس المني لايفرغ » با اين برگردان كه : انبان آرزوها خالي نميشود.
راستي را كه اگر آرزو نبود اين همه آدم با كدام انرژي به جلو ميرفتند ؟ اينهمه ساختن و رفتن و آمدن همه به خاطر آرزوست. براي حيوانات هم هست لابد. و براي گياهان. نهال كوچك سرو ، آرزوي بالايي بلند و سري افراخته دارد و به همين خواسته از آب و خاك و نور ، كيميايي ميسازد و قد ميكشد.
اما براي ديگران چطور ؟ مثلا دريا يا كوهها ؟ . يا مثلا همين كرهي زمين خودمان ؟.
راستي آرزوي اين سيب گرد بزرگ در اين مدار مكرر چه ميتواند باشد ؟ گريز از مركز ؟ يا وصال خورشيد ؟
