1 ـ براي بار پنجم نشستم و مسير سبز را ديدم. جان كافي دوستداشتني را دوباره تماشا كردم و آنقدر صبر كردم تا مثل هميشه به اون جملهاش برسه كه قبل از اين كه برق رو به بدنش وصل ميكنن ميگه: به خاطر چيزي كه هستم متاسفم !
من هم .
2- از دنياي شما دوچيز را برگزيدم : عطر خوش و زن حضرت محمد
دو چيز در اين دنيا برايم عجيب بود : آسمان بالاي سرم و اخلاق درون سينهام امانوئل كانت
دو چيز را نميتوانم تحمل كنم : خودم را . و بقيه را من
۳- آخه مرتيكهي استاد. چطور ميتوني با اين وقاحت همه چيزو به ريش معنويت كشكي خودت بچسبوني؟ به اين نگاه كن: سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش / كه دور شاه شجاع است ، مي دلير بنوش ... اينو چه جوري ميخواي به عالم بالا وصل كني ؟
