دو روزي هست كه برگشتهام اما اينقدر ذهنم درگير چيزهاي مختلف است كه دستم به نوشتن نميرود. البته يادداشتهاي سفرم به استانبول را سر و ساماني دادهام و قرار است كه با نام « سفر به تركستان » در يكي از روزنامهها چاپش كنم.
سفر سختي بود اما زيبايي هم كم نداشت ، بخصوص شهر استانبول و تنگه بسفر. همسفرهاي خوبي نداشتم وگرنه خيلي بيشتر خوش ميگذشت. اما هرچه كه بود براي من خيلي بيادماندني بود. تا چند روز ديگر براي سفري به لرستان خواهم رفت. اين سفر هم سفري به يادماندني خواهد بود ، اگر مشكل خاصي پيش نيايد ميرويم براي امر خير. تا ببينيم چه ميشود.
مطلب امروز صفحه انديشه روزنامه شرق را در مورد ملال بخوانيد جالب است. اين هم تك بيتي كه شرح حال اين روزهاي من است :
روزي هوسم كام دل از لعل بتان بود هست اينهمه امروز وليكن هوسم نيست