وقتي گفتم خوشحالم كه فروغ خيلي زود مرد ، چشمهاش گرد شدند.
ـ باور كن جدي ميگم
پرسيد : براي چي ؟ مگه ازش بدت ميآد؟
- اتفاقا برعكس. اما اگر الان بود يا خودشو ميكشت يا ....
هنوز نفهميده بود.
- ببين. يه بار ديگه شعرهاشو بخون. با دقت بخون. به نظرت با اين شعرها ، توي اين دوره ، هيچكدوم از كتابهاش مجوز چاپ ميگرفت ؟ غير ممكن بود. اونجور فيلمي هم كه نميتونست بسازه. شك نكن به جرم زندگي غيرمشروع با ابراهيم گلستان هم درست و حسابي محكوم ميشد. اصلا فقط همون شعرهاش براي مجازاتش بس بود.
پيغمبران رسالت ويراني را / با خود به قرن ما آوردند / اين انفجارهاي پياپي / و ابرهاي مسموم / آيا طنين آيههاي مقدس هستند ؟
خب . چي ميگي؟ يا مثلا اونجا كه
وقتي در آسمان دروغ وزيدن ميگيرد
ديگر چگونه ميشود به سورههاي رسولان سرشكسته پناه آورد ؟
تو يا شعرهاي فروغ رو درست نميخوني يا روزنامه ها رو . شايد هم هر دوتاش.
حالا ول كن اين حرفا رو. اون آهنگ جديده رو بذار. اسمش كه يادم نيست. همون كه ميخونه
اون كه پيشش دل من گيره اگه بدونه ميزاره ميره ...
