چينيها ميگويند : آدم ، سر ِ اوست .
به اين معني كه بقيه بدن انسان چندان مهم نيست و هرچه هست فكر و انديشهي اوست. مولاناي خودمان ( نه مولاناي تركها ) ميگويد كه : اي برادر تو همه انديشهاي / مابقي خود استخوان و ريشهاي... . وُ هلم جراً
تا اينجا را خيال نميكنم كسي مخالف باشد. اما چيزي كه من تا مدتها نميدانستم و كلي طول كشيد تا دركش كردم ( و البته كلي بيشتر طول كشيد تا باورش كردم) اين بود كه تفكر ما هم مثل همهي سيستمهاي ديگر نقاط ضعف دارد. حتي يك عقل سالم و نرمال هم رخنههايي دارد كه ميتوان از طريق آنها نفوذ كرد.
باور كردنش سخت است اما باور كنيد خيلي وقتها هزاران استدلال به اندازهي يك لبخند روي طرف مقابل تاثيرگذار نيستند. اگر شما هزاران مطلب در مورد اهميت مسالهاي بنويسيد و وجدانهاي بيدار را بخوانيد كه به آن كار اهتمام بورزند شايد به اندازهي اهداي يك جايزهي كوچك كارآيي نداشته باشد.
آدميزاد موجود پيچيدهايست. بعضي وقتها درك اين مساله دشوار است كه چيزهايي خيلي ساده بر روح و ذهن ما بسيار اثرگذارتر هستند تا هزاران سخنراني و كتاب و مقاله.
يادم هست كه بارها در مورد جايگاه وبلاگنويسي با دوستانم بحث كرديم و حرف زديم. من هميشه ميگفتم كه آدمهايي مثل ما كه ادعاي روشنانديشي دارند بايد وبلاگها را جدي بگيرند. خب البته مثل بيشتر حرفها و بحثها چندان نتيجهي عملي به دنبال نداشت.
حالا ميبينم كه برگزاري يك مسابقه وبلاگنويسي ساده ، كلي انرژي و حركت ايجاد كرده است. بچهها وبلاگهايشان را مدام به روز ميكنند و لينكهاي تازه ميگذارند. اين شور و شوقي كه اين روزها در وبلاگهاي دور و برتان ميبينيد هرگز با هزاران كتاب و مقاله به وجود نميآمد.
من هم آدم غرغرويي نيستم. مهم كار كردن است ، بهانهاش مهم نيست.
پينوشت اول: ناسلامتي كلي وقت گذاشتم و قالب وبلاگمو عوض كردم. اينقدر غر زدين كه دوباره برداشتمش. دلتون خنك شد ؟
پينوشت دوم : يادم رفت از بچههايي كه براي اين جشنواره وبلاگ زحمت كشيدند تشكر كنم. دست مريزاد.
پينوشت سوم : آقا رضا ببخش كه اينقدر بدقول شدم. خودم هم نميفهمم دارم چيكار ميكنم. اميدوارم لااقل به دردبخور باشه.
پينوشت چهارم : اگر مصاحبهي من را با ايسنا در مورد وبلاگنويسي خوانديد ، شما را به خدا فحش ندهيد. نزديك به نيم ساعت با خبرنگار محترم ايسنا حرف زدم نميدانم چرا اين حرفها را نوشته است. يعني من حرف مهمتري نداشتم كه بزنم ؟ خدا از سر تقصيراتم بگذرد !