كوچههاي كوچك ممنوع
بعدازظهر دوستي زنگ زد و اجازه يافتن خانمها براي ورود به استاديوم را تبريك گفت. به شدت هيجان زده بود و صداي خندهاش قطع نميشد.
از نظر او اين دولت ، بهترين دولت بعد از انقلاب است و به سمت پيشرفت و آباداني حركت ميكند. دانشمندان جوان ما كه يك شبه به پيشرفتهترين علوم روز دست پيدا ميكنند. رئيس جمهورمان كه حالا از سرشناس ترين شخصيتهاي جهان سياست است. زنان هم كه به آزادي رسيدند. بقيه مشكلات هم به خواست خدا كمكم حل خواهد شد.
چند ثانيه تامل كردم و ديدم بهتر است شادياش را خراب نكنم. من هم تبريك گفتم و ماجرا به خير و خوشي تمام شد.
عزتالله فولادوند كتابي را ترجمه كرده است به نام مردان فلسفه. (اسم نويسندهاش يادم نيست) در اين كتاب يك استاد فلسفهي تحليلي به سوال دانشجويي كه ميپرسد فلسفه به چه درد ميخورد اين گونه جواب ميدهد كه :
« نميدانم فلسفه به صورت مستقيم چه نقشي در زندگي تك تك شما بازي خواهد كرد اما اين را ميدانم كه اگر فلسفه بدانيد دست كم هيچ سياستمداري نميتواند با حرفها و كارهايش سرتان کلاه بگذارد. شما ميتوانيد حرفها و كارهاي او را تجزيه و تحليل كنيد و به يك نتيجهگيري منطقي برسيد »
حالا بيائيد ما هم يك بار با دقت به اين ماجرا نگاه كنيم.
1ـ زنان هميشه خواستهاند كه در بازيهاي ورزشي حضور داشته باشند. همراه مردان جيغ بزنند و تيم محبوبشان را تشويق كنند.
2- يكي از شعارهاي اصلي اصلاحطلبان ، دادن آزاديهاي مشروع به شهروندان بخصوص زنان بود ولي كار زيادي انجام نشد.
3- آقاي احمدينژاد امروز به رئيس تربيتبدني نامه نوشته و اعلام كرده است كه ورود زنان به ورزشگاهها آزاد است.
اين سه فرض ، معلوم و مشخص هستند و مبناي تحليل ما را تشكيل ميدهند. از كنار هم گذاشتن اينها چند سوال شكل ميگيرد. شايد مهمترين سوال اين باشد كه چرا خاتمي نتوانست اين كار را انجام دهد اما احمدينژاد توانست؟ به نظر نميرسد كاري كه احمدينژاد كرده است كار سختي باشد پس چرا تا امروز اين اتفاق نيفتاده بود؟
اگر كمي نكتهسنجانه نگاه كنيد بسياري از حقوق خيلي سادهي اجتماعي بدون هيچ دليل مشخصي از شهروندان گرفته شده و تابلوي درشت ورود ممنوع را بر پيشاني خود دارند. البته بايد اعتراف كرد كه به مرور زمان اين حيطههاي ممنوع كمتر و كمتر شده اند. يادمان نرفته است كه همين چند سال پيش در اين كشور پوشيدن تيشرت ، دست زدن در سخنرانيها ، حتي ويدئو و شطرنج و بوكس و... غيرمجاز بود.
به نظر ميرسد كه حاكميت در دوره جديد به اين نتيجه رسيده است كه اين آزاديها خيلي ساده ، كوچك و بيضرر هستند. ميشود كمكم آزاديهاي جزئي مدني را بيشتر كرد و مردم را شاد و به آينده نظام اميدوارتر ساخت.
از اينجاست كه من پيشبيني ميكنم دولت آقاي احمدينژاد آزاديهاي اجتماعي را خواهناخواه بيشتر ميكند و از آنجا كه كوچكترين مخالفتي هم در مقابلش نيست ، كار چندان سختي برايش نخواهد بود.
به اين ترتيب بايد در ماههاي آينده شاهد انجام كارهايي از اين دست باشيد هنوز خيلي چيزها هست كه ميشود به اين فهرست اضافه كرد. مثلا نمايش آلات موسيقي در تلويزيون ، استفاده از ماهواره ، دوچرخهسواري زنان ، اجازهي خوانندگي به زنان ، حق ارث برابر مردان و زنان ، دادن حق طلاق به زنان و .....
پينوشت : شايد بهتر است اين نكته را تذكر بدهم كه ذكر اين نمونهها به معناي درست بودن يا عملي بودن تمام اين خواستهها نيست بلكه فقط به عنوان چند نمونه براي بررسي به آنها اشاره كردم. شما نمونههاي ديگري سراغ داريد؟
