تبليغاتX
  گاهشمار زندگي يك فيلسوف كوچك

هرگز ارادتي به داستان ميني‌ماليستي نداشته‌ام. به نظرم زيادي كوتاه است و هيچ مفهوم عميقي را نمي‌تواند منتقل كند. اما ديشب يكدفعه تصوير خاصي به ذهنم رسيد و نوشتمش. شايد به يكبار خواندن بيارزد. نمي‌دانم.

 

                       سكوت

امشب يك ايميل ناشناس دريافت كردم. با هزار ترس و لرز بازش كردم. ويروسي نبود. تنها چند جمله‌ي كوتاه نوشته بود :

 دوباره آمدم. چند بار صدا زدم. اما آنقدر صداي راديوها و تلويزيون‌هايتان بلند بود كه هيچكس نشنيد

با احترام -  پروردگار

 

پي‌نوشت: اگر اهل داستان ميني‌ماليستي هستيد حتما به اين وبلاگ  هم سري بزنيد.

+ نوشته شده در  85/01/20ساعت 0:49     |