خيلي اتفاقي امشب نگاهم به اين وبلاگ http://teachinglifewaylessons.blogspot.com/ ) افتاد و هوس كردم بخوانمش. وبلاگ كشيشي است در هيوستون تگزاس.
چيزي كه برايم جالب بود اين بود كه به نظرم تمام انسانهاي متدين دنيا يك جورهايي شبيه هم هستند. جنس استدلالهاي اين آدم يا استنادي كه به انجيل ميكند خيلي شبيه نمونههايي است كه ما اينطرف دنيا سراغ داريم.
خيال نميكنم وبلاگ دندانگيري باشد اما آخرين مطلبش به نظرم جالب آمد و شايد گفتنش بيهوده نباشد.
Remote control living ميشود گفت نام مدلي از زندگي است كه اين پدر مقدس از آن انتقاد ميكند. معادل فارسي آن شايد بشود : زندگي به سبك كنترل تلويزيون ( شما اگر ميتوانيد معادل بهتري برايش پيدا كنيد )
پدر مقدس توضيح ميدهد كه هنگامي كه ما به تماشاي تلويزيون نشستهايم به محض اين كه به كانالي برخورديم كه خوشمان نيامد با فشار دادن يك دكمه آن را عوض ميكنيم و از شرش راحت ميشويم. به نظر او اين ديدگاه در ذهن ما جاافتاده و در زندگي هم به همين شكل رفتار ميكنيم. همين كه به مشكلي برخورديم سعي ميكنيم دكمه كنترل را بزنيم و با چيزي ديگر ، از واقعيت پيش رويمان فرار كنيم.
خدا ولتر را بيامرزد. مرد بزرگي بود. اين وبلاگ را كه ميخواندم ياد جملهاي از او افتادم كه ميگويد: « كشيشان ما نه آن هستند كه مردمي سبكمغز ميپندارند.. دانايي آنان همه از بركت خوشباوري ماست »
