تبليغاتX
  گاهشمار زندگي يك فيلسوف كوچك

                                                                                           

آقاي محترم

شما الان داخل خونه‌تون نشستين كه توي يه كوچه ‌است. كوچه‌اي كه توي يه خيابونه. خيابوني كه توي يه شهره. شهري كه داخل يه كشوره به اسم ايران. كشوري كه داخل يه قاره‌ است به نام آسيا. قاره‌اي كه بخشي از يك سياره است به نام زمين. سياره‌اي كه توي يه منظومه‌ است به نام منظومه شمسي. منظومه‌اي كه يه بخش خيلي كوچيك از كهكشان راه شيريه.

جهان از صدها هزار كهكشان درست شده كه بعضي‌هاش هزاران برابر كهكشان راه شيري هستند.

اگه دنيا رو به اندازه كل كشور ايران با همه كوه‌ها و دره‌ها و صحراهاش حساب كنيم ، زمين ما از يه دونه توپ پلاستيكي هم كه بچه‌ها باهاش بازي مي‌كنن كمتره.

  مي‌توني تجسم كني؟

     هنوز هم فكر مي‌كني اشرف مخلوقاتي ؟

 

پي‌نوشت :

دوست عزيزي خاطرات دوران سربازي ام را در زاهدان خواسته‌اند. خيال نمي‌كنم آوردنش در اينجا چندان جالب باشد. براي همين لينكش را اينجا مي‌گذارم :

                                             روزگار سپري شده‌ي سرباز سالخورده

 

+ نوشته شده در  85/01/07ساعت 4:22     |