تبليغاتX
  گاهشمار زندگي يك فيلسوف كوچك

ديرسالي‌ست كه در من جاري‌ست

عاشقي ، نقليِ  استمراري‌ست

 

حوصله‌ي تاريخ نويسي ندارم. همين اندازه بگويم كه خيال مي‌كنم حالا بيشتر از شش سال است كه وبلاگ مي‌نويسم. دير و زود داشته است. سوخت و سوز هم. اما هيچوقت قطع نشده. يادم هست كه اولين وبلاگم در blogspot بود و كلي بايد سورس از وبلاگ حسين درخشان كپي مي‌كردي تا بشود فارسي نوشت. چند وقتي آنجا بودم تا پرشين بلاگ آمد. من نودمين نفري بودم كه در اين سيستم وبلاگ باز كردم و شدم  اشراق .

در اين چند ساله خيلي جاها بوده‌ام و خيلي كارها كرده‌ام. از خدمتم در زاهدان. تا شوراي مشاورين استاندار و زندگي‌ام در تهران و.... كه هميشه انعكاسش كم‌ و بيش در وبلاگم پيدا بوده.

حالا دو سه ماهي مي‌شود كه دوباره برگشته‌ام به يزد. اين چند وقته كلمه‌اي ننوشته‌ام. دستم نمي‌رفت به نوشتن. به گمانم اگر بخواهم دوباره شروع كنم بايد حتما فضاي تازه‌اي باشد. هر چيز، تازه‌اش دلچسب‌تر است. به قول وحشي:

روم به جاي دگر دل دهم به يار دگر

هواي يار دگر دارم و ديار دگر

به ديگري دهم اين دل كه خوار كرده‌ي توست

چرا كه عاشقِ  نو دارد اعتبار دگر...

×××

 اما حالا چرا زيباي سخت ؟.. باشد تا بعد.

 

+ نوشته شده در  84/11/20ساعت 18:7     |